پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را

پشت پایی بود معراج این بنای پست را

بر فضولی ناکجا خواهی دکان ناز چید

جزگشاد و بست جنسی نیست درکف دست را

عمرها شد شورزنجیرازنفس وا می‌کشم

کشور دیوانه مجنون‌کرد بند و بست را

قول وفعل طینت بیباک دررهن خطاست

لغزش پا و زبان دارد تصرف مست را

با همه معدوم از قید توهّم چاره نیست

ماهی بحرکمان هم می‌شناسد شست را

سرمه‌کردم تا قی چشمی به خویشم واکند

فطرت بی‌نورتاکی نیست بیند هست را

بیدل‌ازنازک‌خیالان مشق‌همواری‌خوش‌است

تا نیفشارد تأمل معنی یکدست را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۹خار غفلت می‌نشانی در ریاض دل چرا
  3. غزل شمارهٔ ۷۰به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چرا
  4. غزل شمارهٔ ۷۱ای غافل از رنج هوس آیینه‌پردازی چرا
  5. غزل شمارهٔ ۷۲فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۳حیف‌کز افلاس نومیدی فواید مرد را
  7. غزل شمارهٔ ۷۴ستم‌ است اگر هوست‌ کشد که به‌سیر سرو و سمن درآ
  8. غزل شمارهٔ ۷۵به شبنم صبح، این‌گلستان‌، نشاند جوش غبار خود را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.