پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا

که گرد می‌کند آیینهٔ فرنگ به صحرا

به خاک هم چه خیال است دامنت دهم از کف

چو خاربن سر مجنون زده‌ست چنگ به‌صحرا

کجاست شور جنونی که من ز وجد رهایی

چو گردباد به یک پا زنم شلنگ به صحرا

ز جرأت نفسم برق ناز عرصهٔ امکان

رسانده‌ام تک آهو ز پای لنگ به صحرا

ز سعی طالع ناساز اگر رسم به کمالی

همان پلنگ به دریایم و نهنگ به صحرا

فزود ریگ روان دستگاه عشرت مجنون

یکی هزار شد اکنون حساب سنگ به صحرا

کدورت دل خون‌بسته هیچ چاره ندارد

نشسته‌ایم چو ناف غزاله تنگ به صحرا

تو فکر حاصل خود کن که خلق سوخته‌خرمن

فتاده است پراکنده چون کلنگ به صحرا

در این جنون‌کده منع فضولی‌ات نتوان کرد

هوس به طبع تو خودروست همچو بنگ به صحرا

مباش غرهٔ نشو و نمای فرصت هستی

خرام سیل کند ناکجا درنگ به صحرا

زهی به دامن ما موج این محیط چه بندد

گذشته‌ایم پرافشان‌تر از خدنگ به صحرا

به عالم دگر افتاد گرد وحشت بیدل

نساخت مشرب مجنون ما ز ننگ به صحرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴ستم‌ است اگر هوست‌ کشد که به‌سیر سرو و سمن درآ
  2. غزل شمارهٔ ۷۵به شبنم صبح، این‌گلستان‌، نشاند جوش غبار خود را
  3. غزل شمارهٔ ۷۶نمی‌دزدد کس از لذات‌ کاهش‌آفرین خود را
  4. غزل شمارهٔ ۷۷آنجا که فشارد مژه‌ام دیدهٔ تر را
  5. غزل شمارهٔ ۷۸ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
  6. غزل شمارهٔ ۷۹شوق اگر بی‌پرده سازد حسرت مستور را
  7. غزل شمارهٔ ۸۰عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
  8. غزل شمارهٔ ۸۱پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.