پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹

شوق اگر بی‌پرده سازد حسرت مستور را

عرضِ یک‌ خمیازه صحرا می‌کند مخمور را

درد دل در پردهٔ محویتم خون می‌خورد

از تحیر خشک‌بندی‌ کرده‌ام ناسور را

چاره‌سازان در صلاح کار خود بی‌چاره‌اند

به نسازد موم زخمِ خانهٔ زنبور را

ما ضعیفان را ملایم‌طینتی دام بلاست

مشکل است از روی خاکستر گذشتن مور را

زندگانی شیوهٔ عجز است باید پیش برد

نیست سر دزدیدن از پشت دوتا مزدور را

عشرتی‌گر نیست می‌باید به کُلفَت ساختن

دُرد هم‌ صاف است بهر سرخوشی‌ مخمور را

غفلت سرشار مستغنی‌ست از اسباب جهل

خواب گو مژگان نبندد دیده‌های کور را

در نظر داریم مرگ و از امل فارغ نه‌ایم

پیش پا دیدن نشد مانع خیال دور را

اعتبار درد عشق از وصل برهم می‌خورد

زنگ باشد التیامْ آیینهٔ ناسور را

زندگی وحشی‌ست از ضبط نفَس غافل مباش

بویْ آرامیده دارد در قفس‌ کافور را

در تنعم ذکر احسان‌ها بلند‌آوازه نیست

چینی خالی مگر یادی‌ کند فغفور را

بیدل از اندیشهٔ اوهامِ باطل سوختم

بر سر داغم فشان خاکستر منصور را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
  2. غزل شمارهٔ ۸۲تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را
  3. غزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر را
  4. غزل شمارهٔ ۸۴گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را
  5. غزل شمارهٔ ۸۵گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
  6. غزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
  7. غزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را
  8. غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.