پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را

فریادکزین قافله بردند جرس را

دل مایل تحقیق نگردید وگرنه

ازکسب یقین عشق توان‌کرد هوس را

هر دل نبرد چاشنی داغ محبت

این آتش بی‌رنگ نسوزد همه‌کس را

رفع هوس زندگی‌ام باد فناکرد

اندیشهٔ خاک آب زد این آتش خس را

آزادی ما سخت پرافشان هوا بود

دل عقده شد وآبله پاگرد نفس را

تا رمزگرفتاری ما فاش نگردد

چون صبح به پرواز نهفتیم قفس را

بیدل نشوی بیخبر از سیرگریبان

اینجاست‌که عنقا ته بال است مگس را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را
  2. غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
  3. غزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
  4. غزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
  5. غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
  6. غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
  7. غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را
  8. غزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.