پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را

وقف طاووسان رعنا کن گل نیرنگ را

دل چو خون‌ گردد بهار تازه‌ رویی صید توست

موج صهبا دام پرواز است مرغ رنگ را

طبع ظالم را قوی‌ سرمایه سازد دستگاه

سختی افزونتر کند الماس‌ گشتن سنگ را

از کواکب چشم نتوان داشت‌ فیض تربیت

ناتوان‌بینی‌ست لازم دیده‌های تنگ را

مانع جولان شوقم پای خواب‌آلود نیست

تار نتواند دهد افسردگی آهنگ را

خار شوق از پای مجنون غمت نتوان کشید

شیر کی خواهد جدا بیند ز ناخن چنگ را

با نسیم خندهٔ گل غنچه از خود می‌رود

دل صدا باشد شکست‌ شیشه‌های رنگ‌ را

می‌کند دل را غبار درد تعلیم خروش

طوطی مینای ما آیینه داند سنگ را

گر نداری طاقت از اظهار دعوی شرم دار

شوخی رفتار رسوایی‌ست پای لنگ را

زندگی در بند و قید رسم عادت مردن است

دست‌، دست توست‌، بشکن این طلسم ننگ را

ز آمد و رفت نفس آیینهٔ دل تیره شد

موج صیقل آبیاری کرد بیدل زنگ را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
  2. غزل شمارهٔ ۹۹اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت‌کرد بسمل را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.