پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹

اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را

رگ باقوت می‌گردد روانی خون بسمل را

به این توفان ندانم در تمنای‌که می‌گریم

که سیل اشک من در قعر دریا راند ساحل را

مپرس از شوخی نشو و نمای تخم حرمانم

شراری دشتم پیش ازدمیدن سوخت حاصل را

خیال جذبهٔ افتادگان دست سودایت

به رنگ جاده دارد درکمند عجز منزل را

زکلفت‌گر دلت‌شد غنچه‌، گلزارش تصورکن

که خرسندی به آسانی رساندکار مشکل را

لب اهل زبان نتوان به مهر خامشی بستن

قلم از سرمه خوردن‌کم نسازد نالهٔ دل را

عبارت محرمی بی‌حاصل از معنی نمی‌باشد

به لیلی چشم واکن‌گر توانی دید محمل را

درآن محفل که‌حاجت می‌شود مضراب بیتابی

نواها درشکست رنگ استغناست سایل را

کف خونی‌که دارم تا چکیدن خاک می‌گردد

چه‌سان گیرم به این بی‌مایگی دامان قاتل را

بساط نیستی‌گرم است‌کو شمع و چه پروانه

کف خاکستری در خود فرو برده‌ست محفل را

به بی‌ارامی است آسایش ذوق طلب بیدل

خوش‌آن رهروکه‌خار پای خود فهمید منزل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲بهار اندیشهٔ صدرنگ عشرت‌کرد بسمل را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶گریک نفس آیینه‌کنی نقش قدم را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷نباشد بی‌عصا امداد طاقت پیکر خم را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.