پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم را

ابروی تو معراجِ دگر پایهٔ خم را

گیسوی تو دامی‌ست که تحریر خیالش

از نال به زنجیر کشیده‌ست قلم را

با این قد و عارض به چمن‌ گر بخرامی

گُل‌ تاج به خاک افکنَد و سرو عَلم را

اسرار دهانت به تأمل نتوان یافت

از فکرْ کسی پی‌نبَرَد راه عدم را

عمری‌ست‌ که در عالمِ سودای محبت

از نالهٔ من نرخ بلندست الم را

چندان نرمیدم ز تعلق که پس از مرگ

خاکم به برِ خویش‌ کِشد نقش قدم را

از آهِ اثرباخته‌ام باک مدارید

تیغم عوض خون همه‌جا ریخته دم را

مینای من و الفت سودای شکستن

حیف است به یاقوت دهم سنگ ستم را

تا چند زنی بالِ هوس در طلبِ عیش

هشدار که از کف ندهی دامن غم را

یک معنی فردیم‌ که در وهم نگنجد

هرگه به تأمل نِگری صورت هم را

خورشید ز ظلمت‌‌کدهٔ سایه برون است

تاکی ز حدوثْ آینه سازید قِدَم را

بیدل چو خَزَف سهل بود گوهر بی‌آب

از دیدهٔ تَر قطع مکن نسبت نم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶گریک نفس آیینه‌کنی نقش قدم را
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷نباشد بی‌عصا امداد طاقت پیکر خم را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸بوی وصلت‌گر ببالاند دل ناکام را
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹در طلب تا چند ریزی آبروی‌کام را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱غم‌، طر‌ب جوش‌کرده است مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم را
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳کیست‌کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.