پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲

به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را

به رنگِ مویِ چینی سرمه‌می‌گیرد فغانش را

ز فیضِ خاکساری آنقدر عزّت هوس‌دارم

که در آغوش نقشِ سجده‌ گیرم آستانش را

زبانِ حالِ عاشق گر دعایی دارد این دارد

که یارب مهربان‌گردان دلِ نامهربانش را

تحیر گلشن است اما که دارد سِیرِ اسرارش؟

خموشی بلبل است اما که می‌فهمد زبانش را؟

در این غفلت‌سرا گویی مقیمِ خانهٔ چشمم

که با خواب است یکسر رنگِ الفتْ پاسبانش را

نفس در جستجو خاصیّتِ موجِ نظر دارد

که غیر از چشم‌بستن نیست منزل‌ کاروانش را

شود کم‌ظرف در نعمت ز شکرِ ایزدی غافل

که‌ سیری مهرِ خاموشیست چون ساغر دهانش را

هجومِ شکوهٔ هرکس ز دردِ مفلسی باشد

نخیزد ناله از نی تا بود مغز استخوانش را

به رنگ‌ِ گردباد آن طایرِ وحشت‌(پر و بالم)

که هم در عالمِ پرواز بستند آشیانش را

طلسمِ جسم ‌گردد مانعِ پروازِ روحانی

چو بویِ ‌گل که دیوارِ چمن ‌گیرد عنانش را

چو برق از چنگِ فرصت رفت بیدل دامنِ وصلش

ز دودِ خرمنِ هستی مگر یابم نشانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
  2. غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را
  3. غزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را
  4. غزل شمارهٔ ۹۷عشق هرجا شوید از دل‌ها غبار رنگ را
  5. غزل شمارهٔ ۹۸گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
  6. غزل شمارهٔ ۹۹اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱به گلشن گر برافشاند ز روی ناز کاکل را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.