پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱

مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را

ز غفلت می‌پرستی چند چون زردشت‌، آتش را

به ترک ظلم‌، ظالم برنگردد از مزاج خود

همان اخگر بودگر جمع‌گردد مشت آتش را

مشو با تندخویی از عدوی ساده‌دل ایمن

که‌آخرروی نرم آب خواهدکشت آتش را

به اهل سوزکاوش داغ جانکاهی به بار آرد

چوشمع زروی نادانی مزن انگشت آتش را

شرار خردهٔ زر، خرمن‌گل راست برق آخر

چرا ای غنچه بیرون نفکنی ازمشت آتش را

خیال التفاتش از عتابم بیش می‌سوزد

به‌گرمی فرق نتوان یافت روازپشت آتش را

نه‌تنها ناله زنهاری‌ست از برق عتاب او

به قدر شعله اینجا می‌دمد انگشت آتش را

زر از دست خسان نتوان به جز سختی جداکردن

که بی‌آهن نخواهد ریخت سنگ ازمشت آتش را

به سعی ظلم‌کی رفع مظالم می‌شود بیدل

به آب خنجروشمشیرنتوان‌کشت آتش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
  2. غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
  3. غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را
  4. غزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را
  5. غزل شمارهٔ ۹۷عشق هرجا شوید از دل‌ها غبار رنگ را
  6. غزل شمارهٔ ۹۸گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ را
  7. غزل شمارهٔ ۹۹اگرحیرت به‌این رنگست دست وتیغ قاتل را
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.