پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶

هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را

می‌کندچون موج‌گوهر بی‌زبان شمشیر را

سرکشی وقف تواضع‌کن‌که برگردون هلال

می‌کندگاهی سپرگاهی‌کمان شمشیر را

تا به خود جنبی سپر افکندهٔ خاکی و بس

گو بیاویزد غرور از آسمان شمشیر را

بسمل آهنگان‌، تسلیمت مهیا کرده‌اند

جبههٔ شوقی‌که داند آستان شمشیر را

حسن تا سر داد ابرو را به قتل عاشقان

قبضه شدانگشت حیرت در دهان شمشیر را

گشت از خواب‌گر‌ان چشمت به خون ما دلیر

می‌کند بیباکتر سنگ فسان شمشیر را

زایل از زینت نگردد جوهر مردانگی

قبضهٔ زر از برش مانع مدان شمشیر را

بر شجاعت پیشه ننگ است از تهور دم مزن

حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را

بسمل موج می‌ام زخمم همان خمیازه است

در لب ساغرکن ای قاتل نهان شمشیر را

نوبهار عشرتم بیدل‌که با این لاغری

خون صیدم‌کرد شاخ ارغوان شمشیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را
  2. غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را
  3. غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
  4. غزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
  5. غزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
  6. غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
  7. غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
  8. غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.