پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۸

کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را

آب آیینه محال است‌کشد آتش را

بر زبان راست روان را نرود حرف خطا

خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را

استخوانم نشود سدّ ره ناوک یار

شمع ناچار به خودکوچه دهد آتش را

کینه‌سازی المی نیست که زایل‌گردد

روزوشب سینه پرازتیر بود ترکش را

از چه پرواز بزرگی نفروشد زاهد

ریش برتافته‌کم نیست بزاخفش را

بگذر از خرقه اگر صافی مشرب خواهی

کز نمد می‌گذرانند می بیغش را

ناله‌ای هست اگرگریه عنان‌کوته کرد

ابر ازبرق چرا هی نکند ابرش را

مژه‌ای بازکن از چاک کتان هستی

نتوان دید به چشم دگرآن مهوش را

دام ماگرم‌روان نیست تعلق بیدل

خارپا مانع جولان نشود آتش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
  2. غزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
  3. غزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
  4. غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
  5. غزل شمارهٔ ۹۴جوش زخمم داد سر در صبح محشر تیغ را
  6. غزل شمارهٔ ۹۵گر، دمی‌، بوس کفت‌گردد میسر تیغ را
  7. غزل شمارهٔ ۹۶سادگی باغی‌ست طبع عافیت‌آهنگ را
  8. غزل شمارهٔ ۹۷عشق هرجا شوید از دل‌ها غبار رنگ را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.