پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را

از گداز دل دهد روغن چراغ طور را

عشق چون‌ گرم طلب سازد سرِ پرشور را

شعلهٔ افسرده پندارد چراغ طور را

بی‌نیازی بسکه‌ مشتاق لقای عجز بود

کرد خال روی دست خود سلیمان مور را

از فلک بی‌ ناله‌ کام دل نمی‌آید به دست

شهد خواهی آتشی زن خانهٔ زنبور را

از شکست‌ دل چه‌ عشرت‌ها که برهم خورد و رفت

موی چینی شام جوشاند از سحر فغفور را

آرزومند تو را سیر گلستان آفت است

نکهت‌ گل تیغ باشد صاحب ناسور را

سوختن در هر صفت منظور عشق افتاده‌ است

مشربِ پروانه از آتش نداند نور را

صاف و دُردی نیست در خمخانهٔ تحقیق لیک

دار بالا بُرد شور نشئهٔ منصور را

گر دلی داری، تو هم‌ خون‌ ساز و صاحب‌‌نشئه باش

مِی‌ شدن مخصوص نبود دانهٔ انگور را

در طریق نفع خود کس نیست محتاج دلیل

بی‌ عصا راه دهن معلوم باشد کور را

خوش‌نما نبود به پیری عرض‌انداز شباب

لاف‌ گرمی سرد باشد نکهت‌ کافور را

بر امید وصل مشکل نیست قطع زندگی

شوقِ منزل می‌کند نزدیک‌، راه دور را

نغمه هم در نشئه‌پیمایی قیامت می‌کند

موج می تار است بیدل‌ کاسهٔ طنبور را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را
  2. غزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر را
  3. غزل شمارهٔ ۸۴گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را
  4. غزل شمارهٔ ۸۵گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
  5. غزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
  6. غزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را
  7. غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را
  8. غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.