پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴

گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را

هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را

یاد رخسارت جبین فکر را آیینه ساخت

حرف زلفت کرد سنبل رشتهٔ تقریر را

برنمی‌دارد عمارت خاک صحرای جنون

خواهی آبادم کنی بر باد ده تعمیر را

مانع بی‌تابی آزادگان فولاد نیست

ناله در وحشت گریبان می‌درّد زنجیر را

سخت دشوارست پرداز شکست رنگ من

بشکن ای نقاش اینجا خامهٔ تصویر را

موج‌ خون‌ من‌که‌ آتش داغ‌ گرمی‌های‌ اوست

می‌کند بال سمندر جوهر شمشیر را

چون‌ ره‌‌ خوابیده زین‌ خوابی‌ که فیضش‌ کم مباد

تا به منزل برده‌ام سررشتهٔ تعبیر را

گر به‌ این وجدست شور وحشت دیوانه‌ام

داغ‌ حیرت می‌کند چون‌ نقش‌ پا زنجیر را

پای تا سر دردم اما زحمت کس نیستم

ناله‌ام در سینه خرمن می‌کند تأثیر را

تا کی از غفلت به قید جسم فرساید دلت

یک نفس بر باد ده این خاک دامن‌گیر را

صبح عشرتگاه هستی از شفق آبستن است

نیست جز خون‌ گر بپالاید کسی این شیر را

دست از دنیا بدار و دامن آهی بگیر

تا بدانی همچو بیدل قدر دار و گیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
  2. غزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را
  3. غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را
  4. غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را
  5. غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
  6. غزل شمارهٔ ۹۱مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را
  7. غزل شمارهٔ ۹۲به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش را
  8. غزل شمارهٔ ۹۳چه‌امکان است فردا عرض شوخی ناتوانش را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.