پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

نفع زین بازار نتوان برد بی‌جنس فریب

ای‌که سود اندیشه‌ای سرمایه‌کن تزویر را

نیست آسان راه بر قصر اجابت یافتن

احتیاطی کن کمند نالهٔ شبگیر را

ساده‌دل ازکبر دانش‌، ترش‌رویی می‌کشد

جوهر اینجا چین ابرو می‌شود شمشیر را

بینوایی بین‌که در همرازی درس جنون

سرمه شد بخت سیاهم حلقهٔ زنجیررا

در بیابان تحیر نم ز چشم ما مخواه

بی‌نیاز از اشک می‌دان دیدة تصویر را

وعظ مردم غفلت ما را قوی سرمایه‌کرد

خواب ما افسانه فهمید آن همه تعبیر را

در محبت داغدارکوشش بی‌حاصلم

برق آه من نمی‌سوزد مگرتأثیررا

نقش هستی سرخط لوح‌خیالی بیش نیست

هم به چشم بسته باید خواند این تحریررا

نغمهٔ قانون وحدت بر تو نازش‌شهاکند

گر به رنگ تار ساز از بم ندانی زیر را

آنقدریأسم شکست‌آخرکه چون بنیادرنگ

قطع‌کرد آب وگل من الفت تعمیررا

راست‌بازان‌را زحکم کج‌سرشتان چاره نیست

باکمان‌، بیدل اطاعت لازم آمد تیر را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر را
  2. غزل شمارهٔ ۸۴گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را
  3. غزل شمارهٔ ۸۵گرکنی با موج خونم همزبان شمشیررا
  4. غزل شمارهٔ ۸۶هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
  5. غزل شمارهٔ ۸۷هستی به‌تپش رفت واثرنیست نفس را
  6. غزل شمارهٔ ۸۸کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را
  7. غزل شمارهٔ ۸۹لب جویی‌ که از عکس تو پردازی‌ست آبش را
  8. غزل شمارهٔ ۹۰نباشدگرکمند موج تردستی حجابش را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.