پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

ستم‌ است اگر هوست‌ کشد که به‌سیر سرو و سمن درآ

تو ز غنچه‌ کم ندمیده‌ای‌، در دل‌ گشا به چمن درآ

پی نافه‌های رمیده‌بو، مپسند زحمت جستجو

به خیال حلقهٔ زلف او گرهی خور و به ختن درآ

نفست اگر نه فسون دمد به تعلق هوس جسد

زه دامن توکه می‌کشد که در این رباط‌ کهن درآ

هوس تو نیک و بد تو شد، نفس تو دام و دد تو شد

که به این جنون بلد تو شد که به عالم تو و من درآ

غم انتظار تو برده‌ام به ره خیال تو مرده‌ام

قدمی به پرسش من‌ گشا نفسی چو جان به بدن درآ

چو هوا ز هستی مبهمی به تأملی زده‌ام خمی

گره حقیقت شبنمی بشکاف و در دل من درآ

نه‌ هوای اوج و نه پستی‌ات نه خروش هوش و نه مستی‌ت

چو سحر چه حاصل هستی‌ات نفسی شو و به‌ سخن درآ

چه‌ کشی ز کوشش عاریت الم شهادت بی‌دیت

به بهشت عالم عافیت در جستجو بشکن درآ

به‌ کدام آینه مایلی‌ که ز فرصت این همه غافلی

تو نگاه دیدهٔ بسملی مژه واکن و به‌ کفن درآ

ز سروش محفل‌ کبریا همه وقت می‌رسد این‌ ندا

که به خلوت ادب و وفا ز در برون نشدن درآ

بدرآی بیدل ازین قفس اگر آن طرف‌ کشدت هوس

تو به‌ غربت آن‌همه خوش‌ نه‌ای‌ که‌ بگویمت به‌ وطن درآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶نمی‌دزدد کس از لذات‌ کاهش‌آفرین خود را
  2. غزل شمارهٔ ۷۷آنجا که فشارد مژه‌ام دیدهٔ تر را
  3. غزل شمارهٔ ۷۸ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر را
  4. غزل شمارهٔ ۷۹شوق اگر بی‌پرده سازد حسرت مستور را
  5. غزل شمارهٔ ۸۰عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
  6. غزل شمارهٔ ۸۱پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را
  7. غزل شمارهٔ ۸۲تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را
  8. غزل شمارهٔ ۸۳ز آهم مجویید تأثیر را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.