پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱

نیستی پیشه‌کن از عالم پندار برآ

خویش را کم شمر از زحمتِ بسیار برآ

قلقلِ ما و مَنَت پُر به‌گلو افتاده‌ست

بِشِکن شیشه و چون باده به یکبار برآ

تا به‌کی فرصت دیدار به خوابت‌ گذرد‌‌؟

چون شرر جهدکن و یک مژه بیدار برآ

همه کس آینه‌پردازیِ عنقا دارد

تو هم از خویش نگردیده‌ نمودار برآ

خودفروشی همه‌جا تخته نموده‌ست دکان

خواه در خانه‌ نشین خواه به بازار برآ

سرسری نیست هوای سرِ بام ِتحقیق

ترکِ دعوی‌ کن و لختی به سرِ دار برآ

ناله هم بی‌مددی نیست به معراج قبول

بال اگر مانْد ز پرواز به منقار برآ

تا کند حُسن ادا طوطیِ این انجمنت

با حدیث لبش از پرده شکربار برآ

ماه نو منفعل وضع غرور است اینجا

گر به افلاک برآیی که نگونسار برآ

دادرس آینه بر طاق تغافل دارد

همچو آه از دل مأیوس به زنهار برآ

شمع را تا نفسی هست بجا، باید سوخت

سخت وامانده‌ای از پای خود ای‌ خار برآ

تکیه بر عافیت از قامت پیری ستم است

بیدل از سایهٔ این خم‌شده‌ دیوار برآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآ
  2. غزل شمارهٔ ۶۴شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
  3. غزل شمارهٔ ۶۵بیا تا دی‌کنیم امروز فردای قیامت را
  4. غزل شمارهٔ ۶۶هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را
  5. غزل شمارهٔ ۶۷خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۸پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۹خار غفلت می‌نشانی در ریاض دل چرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۰به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.