پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۵

ز دستگاه جنون راز همتم فاش است

که جوش آبله‌ام هر قدم‌ گهر پاش است

حصول ‌کار امل نیست غیر خفت عقل

برای دیگ هوس خامی طمع آش است

غبار کلفت ازین مهمانسرا نرود

که طبع خلق فضول و زمانه قلاش است

چو صبح نسخه ‌فروش ظهور آفاقیم

ز چاک سینهٔ ما راز نُه فلک فاش است

نگارخانهٔ حیرت به دیدن ارزانی

خیال موی میان تو کلک نقاش است

جهانیان همه مست شکست یکدگرند

هجوم موج درین بحر گرد پرخاش است

ز غارت ضعفا مایه می‌برد ظالم

زپهلوی خس و خاشاک شعله عیاش است

کدام شعله که آخر به خاک ره ننشست

بساط رنگ جهان را شکست فراش است

همین به زندگی اسباب دام آفت نیست

به خاک نیز،‌کفن‌، خضر راه نباش است

حصار جهل بود دستگاه ما بیدل

همان به چنگل خود آشیان خفاش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۸همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۹سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۰خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۳حذر ز راه محبت که پر خطرناک است
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۴میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.