پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است

ز موجِ پیرهن این محیط پر خسک است

بهارِ رنگِ جهان جلوهٔ خزان دارد

بقم درین چمن حادثاتِ اسپرک است

ز اهلِ صومعه اکراه نیست مستان را

که ترش‌روییِ زاهد به بزمِ می نمک است

ز عرضِ شیشه تهی نیست نسخهٔ تحقیق

تو آنچه کرده‌ای از خویش انتخاب شک است

به عالمِ بشری غیرِ خودنمایی نیست

کسی که بگذرد از وهمِ خویشتن ملک است

قدِ خمیده کند تن‌پرست را هموار

مدارِ راست‌روی‌های فیل بر کجک است

فزوده‌ایم به وحدت ز شوخ‌چشمی‌ها

دمی که محو شد این صفر هر چه هست یک است

نظر به گردِ رهِ انتظار دوخته‌ایم

به چشم دام سیاهی صید مردمک است

خطی به صفحهٔ دل بی‌خراشِ شوقِ تو نیست

ز روی بحر به‌جز موج هر چه هست حک است

می‌ام به ساغرِ دل نقلِ یاس می‌گردد

چو زخم‌ قطرهٔ آبی که می‌خورم گزک است

دویی کجاست‌، ز نیرنگِ احولی بگذر

که یک نگاه میانِ دو چشم مشترک است

به اوجِ آگهی‌ات نردبان نمی‌باید

نگاه تا مژه برداشته‌ست بر فلک است

اگر ز سوختگانی‌ سوادِ فقر گزین

که شام چهرهٔ زرینِ شمع را محک است

دگر مپرس ز سامانِ بزمِ ما بیدل

ز شور اشک خود اینجا کباب را نمک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵از بس قماش دامن دلدار نازک است
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶در ندامت‌گل مقصود به بر نزدیک است
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰دل‌ مضطرب یأس ‌و نفس ناله به‌ چنگ است
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱نه منزل بی‌نشان، نی جاده تنگ است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.