پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰

خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است

صبح را هم نفس ازسینه‌کشیدن تیغ است

غنچه‌ای نیست‌که زخمی زتبسم نخورد

باخبر باش که انداز شکفتن تیغ است

در شب عیش دلیرانه مکش سر چون شمع

کاین سپررا ز سحر درته دامن تیغ است

مصرع تازه‌که از بحر خیالم موجی‌ست

د‌وست را آب‌حیات است وبه دشمن تیغ است

بی‌قدت سرو خدنگی‌ست به پهلوی چمن

به‌خطت سبزه همان برسرگلشن تیغ است

چون‌گل شمع به هر اشک سری باخته‌ایم

گریه هم بی‌تو برای سوخته خرمن تیغ است

تا به‌کی در غم تدبیر سلامت مردن

بیش از زخم همان زحمت جوشن تیغ است

چون سحر قطع تعلق زجهان آنهمه نیست

رنگ چینی‌که شکستیم به دامن تیغ است

مثل ما و فنا موج و حبابست اینجا

سر زتن نیست‌کسی راکه به‌گردن تیغ است

قاتل و ساز مروت نپسندی بیدل

مد احسان نفس‌، در نظر من تیغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳حذر ز راه محبت که پر خطرناک است
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵از بس قماش دامن دلدار نازک است
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶در ندامت‌گل مقصود به بر نزدیک است
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.