پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۳

سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است

ازکتاب ‌ما و من سطر عدم‌خوانی‌ بس است

چند باید چیدن ای غافل بساط اعتبار

از متاع‌کار و بارت آنچه نتوانی بس است

تا درین محفل چراغ عافیت روشن کنی

پردهٔ فانوس‌ رازت چشم‌ قربانی بس است

ناتوان از خجلت اظهار هستی آب شد

از لباس ‌نیستی یک اشک عریانی بس است

رفته‌ای از خود اقامت آرزوییهات چند

نقش‌پایی‌گر درین وبرانه بنشانی بس است

عجز بنیادت گر از انصاف دارد پایه‌ای

از رعونت‌اینکه‌خود راخاک‌می‌دانی‌بس‌است

نیست از خود رفتن ما قابل بازآمدن

گر عناتها برنگردد رنگ‌گردانی بس است

در محیط انقلاب اعتبارات فنا

کشتی‌ درویش ما گر نیست‌ توفانی، ‌بس است

امتیاز محو او برآب وگل موقوف نیست

عنصر کیفیت آیینه حیرانی بس است

ای‌حباب اجزای‌ موجی، سازت‌از خود رفتن است

یک تامل‌وار اگر با خود فرو مانی بس است

بر خط تسلیم رو بیدل‌ که مانند هلال

پای سیر آسمانت نقش پیشانی بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۶بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۹سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۰خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.