پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸

زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است

با نفس‌،‌سرمایه‌ای ‌گر هست ‌ازخود رفتن ‌است

نبض امکان را که دارد شور چندین اضطراب

همچو تار ساز در دل‌هیچ و بر لب شیون است

بگذر از اندیشهٔ یوسف‌که درکنعان ما

یا نسیم پیرهن یا جلوه ی پیراهن است

هیچکس سر برنیاورد ازگریبان عدم

شمع این پروانه از خاکستر خود روشن است

از فسون چشم بند عالم الفت مپرس

انکه فردا وعده‌ام‌داده‌ست امشب با من است

جزتعلق نیست مد وحشت‌تجرید هم

هرقدر از خود بر آیی رشتهٔ این‌ سوزن است

نقش هستی جز غبار دقت نظاره نیست

ذره را آیینه‌ای گر هست چشم روزن است

بر جنون زن‌ گر کند تنگی لباس عافیت

غنچه را بعد از پریشانی گریبان دامن است

غیر خاموشی دلیل عجز نتوان بافتن

شعلهٔ ما، تا زبان دارد سراپا گردن است

شوق ما را ای طلب پامال جمعیت مخواه

خون بسمل‌گر پریشان نقش‌بنددگلشن است

آن‌گرانسنگی‌که نتوان از رهش برداشتن

چون ‌شرر خود را به‌ یک ‌چشم‌ از نظر افکندن است

لاله سودایی‌ست بیدل ورنه در گلزار دهر

هرکجا داغی‌ست‌چشمش با دل ما روشن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۰بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشن‌است
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۳دوری از اسباب ما و من به حق پیوستن است
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۴راحت‌ جاوید عشاق ‌از فضولی رستن است
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵ای‌کعبه جو یقینی اگرکار بستن است
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۶زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن است
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۷خنده‌ام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.