پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴

راحت‌ جاوید عشاق ‌از فضولی رستن است

سجدهٔ شکر نگه چشم‌ از تماشا بستن است

چون خروش نغمه‌ای‌کزتار می‌آید برون

شوخی پرواز ما ازبال آنسو جستن است

از کشاکش نیست ایمن یک نفس ، فرصت شمار

کار ریگ شیشهٔ ساعت ز پا ننشستن است

نشئهٔ آزادیی دارد غرور عاشقان

ناله را گرد نکشی از قید هستی رستن است

تا چه زاید صبحدم‌کامشب به بزم نوبهار

غنچه‌چون‌مینای‌می‌از خون‌عیش‌آبستن است

شرمی از آزار دلها کن که در ملک وفا

بهرناموس‌مروت رنگ هم نشکستن است

از مکافات عمل ایمن نباید زیستن

سربریدن های ناخن عبرت دل خستن است

همچو اشک از انفعال دستگاه ما و من

آب‌باید شدکه‌آخر دستی‌ازخود شستن‌است

تا توان زین انجمن‌ کام تماشا یافتن

همچو شمع اجزای ما را با نگه پیوستن است

زانقلاب دهر بیدل ‌کارم از طاقت‌ گذشت

بعد از این از سخت‌جانی سنگ بر دل بستن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۶زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن است
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۷خنده‌ام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۸عجز بینش با تعلقهای امکان آشناست
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۹زندگی تمهید اسباب فناست
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰خودگدازی نمِ‌کیفیت صهبای من است
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۱بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۲بزم‌گردون صبح‌خیز ازگرد بیتاب من است
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۳شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.