پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹

زندگی تمهید اسباب فناست

ما و من افسانهٔ خواب فناست

غافلان تا چند سودای غرور

جنس این دکان همه باب فناست

مست ومخمورخیال ازخود روید

ششجهت یک عالم آب فناست

اینکه امواج نفس نامیدهٔم

چون به‌ خود پیچیده‌ گرداب فناست

خاک دیر و کعبه‌ام منظور نیست

اشک ما را سجده محراب فناست

خواه هستی واشمر خواهی عدم

نغمه‌ها در رهن مضراب فناست

هر چه از دنیا و عقبا بشنوی

حرف نامفهوم القاب فناست

آنچه زین دریا نمی‌آید به دست

گوهر تحقیق ناباب فناست

دورگردون یک دو دم میدان‌کشید

عمر، شاگرد رسن‌تاب فناست

ما نفس سرمایگان پر بسملیم

پرفشانی عذر بیتاب فناست

تا ابد، از نیستی نتوان گذشت

خاک این وادی‌ گل از آب فناست

بیدل از طور جنون غافل مباش

خاک بر سر کردن آداب فناست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۱بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من است
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۲بزم‌گردون صبح‌خیز ازگرد بیتاب من است
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۳شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۵نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین است
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۶دارم ز نفس ناله‌که جلاد من این است
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۸زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.