پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۰

خودگدازی نمِ‌کیفیت صهبای من است

خالی از خویش شدن صورت مینای من است

عبرتم‌، سیر سراغم همه جا نتوان‌کردن

چشم بر خاک نظر دوخته‌، جویای من است

سازگم گشته گی‌ام‌، این همه توفان دارد

شور آفاق‌، صدای پر عنقای من است

همچو داغ از جگر سوختگان می‌جوشم

شعله هرجامژه‌ای گرم‌کند جای من‌است

نتوان با همه وحشت ز سر دردگذشت

فال اشکی‌که زند آبله در پای من است

فرصت رفته به سعی املم می‌خندد

چشمکِ برق همان ابروی ایمای من است

تخم اشکی به‌کف پای‌کسی خواهم ریخت

آرزو مژده دِهِ اوج ثریای من است

اگر این است سر و برگ نمود هستی

داغ امروز من‌، آیینهٔ فردای من است

سجده محمل‌کش صد قافله عجز است اینجا

اشک بی‌پا و سرم، در سر من پای من است

نیستم جرعه‌کش درد کدورت بیدل

چون‌گهر صافی دل بادهٔ مینای من‌است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۲بزم‌گردون صبح‌خیز ازگرد بیتاب من است
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۳شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۴زلف آشفتهٔ سری موجهٔ د‌ربای من است
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۵نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین است
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۶دارم ز نفس ناله‌که جلاد من این است
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۸زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.