پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۳

شوق‌دیدارم و در چشم‌کسان راه من است

هرکجاگرد نگاهی‌ست‌کمینگاه من است

داغ تأثیر وفایم‌ که به آن افسردن

جگر بی‌اثری سوختهٔ آه من است

عجز رنگم به فلک ناز همایی‌ دارد

کهکشان سایهٔ اقبال پر کاه من است

حیرتم آبله‌پا کرد که چون موج‌گهر

هر ط‌رف ‌گام نهد دل به سر راه من است

حرف نیرنگ مپرسید که چون شمع خموش

رفته‌ام از خود و واماندگی افواه من است

بوی هستی کلف‌اندود غبارم دارد

صافی آینه‌ام از نفس اکراه من است

در غم و عیش تفاوت‌نگرفتم‌که‌چو شمع

خنده وگریه همان آتش جانکاه من است

محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام

هرکه ازخود به تغافل زند آگاه من است

موج ‌گوهر سر مویی به بلندی نرسید

شوخی چین‌، خجل از دامن‌کوتاه من است

بیدل آن به‌که دود ریبشهٔ من در دل خاک

ورنه چون تاک هزار آبله در راه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۵نیک و بد این مرحله خاکش به ‌کمین است
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶دارم ز نفس ناله‌که جلاد من این است
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۷خامش نفسم شوخی آهنگ من این است
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۸زین سال و ماه فرصت کارت منزه است
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹ز غصه چاره ندارد دلی که آگاه است
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۰تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۱آفت سر و برگ هوس آرایی جاه است
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۲خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.