پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰

تپیدن دل عشاق محوکسوت آه است

به حال شورش دریا زبان موج‌ گواه است

ز برق حادثه آرام نیست معتبران را

درتن قلمرو شطرنج‌ کشت بر سر شاه است

به حسن قامت رعنا مباد غره برآیی

هزار سدره درین باغ پایمال گیاه است

بر اهل عجز حصار است پیچ و تاب حوادث

چوگردبادکه تخت روان هر پرکاه است

صفای دل نتوان خواست از محبت دنیا

که در شمردن زر، دست زرشمار، سیاه است

به غیر ترک تماشا مخواه نشئهٔ راحت

هجوم‌خواب به‌چشمت شکست‌رنگ نگاه است

قبول خاطر نیک و بد است وضع ملایم

که آب را به‌ دل تیغ و چشم آینه راه است

به درد عشق قناعت ‌کن از تجمل امکان

دل‌شکسته در این انجمن شکست‌کلاه است

مپرس از طلب نارسای سوخته‌جانان

چو شمع منزل‌ما داغ‌و جاده‌، شعلهٔ‌آه است

به دل نهفته نماند خیال شوکت حسنی

که در شکستن رنگ منش غبار سپاه است

ز سیر گلشن دل پا مکش‌که داغ تمنا

در انتطار به چندین امید چشم به راه است

به ‌هرطرف چه خیال ‌است سرکشیدن بیدل

پر شکسته همان آشیان عجز پناه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۲خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه است
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳دل را ز نگه دام هوس بر سر راه است
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۴سیر بهار این باغ از ما تمیز‌‌خواه است
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۵عرق‌فشانی شبنم در این حدیقه‌ گواه است
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۶گوهر دل ز سخن رنگ صفا باخته است
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷نه عشق سوخته و نه هوس‌گداخته است
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۸هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۹آتش وحشتم آنجاکه برافروخته است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.