پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۵

ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است

چو شبنم آبلهٔ ما شرار مهمیز است

دماغ منت عشرت‌کراست زین محفل

خوشم‌ که خندهٔ مینای می نمکریز است

زجنبش مژه بر ضبط اشک می‌ لرزم

که زخمهٔ رگ این ساز نشتر تیز است

کدام صبح که شامی نخفته در شغلش

صفای طینت امکان کدورت‌آمیز است

هزار سنگ شرر گشت و بال ناز افشاند

هنوز سعی‌ گداز من آبروریز است

سر هوای اقامت درین چمن مفراز

بهوش باش که تیغ گذشتگی تیز است

به طبع سنگ فسردن شرار می‌بندد

هوای عالم آسودگی جنون‌خیز است

شکست‌ ظرف حباب از محیط خالی ‌نیست

ز خود تهی ‌شده از هر چه ‌هست ‌لبریز است

دمیده‌ایم چو صبح از دم گرفتاری

غبار عالم پرواز ما قفس‌بیز است

کباب عافیتی‌، بگذر از هوس بیدل

دبیل صحت بیمار حسن پرهیز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۷سفله با جاه نیزهیچکس است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۸بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۳سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.