پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸

بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است

طوق‌گردن همچو قمری خط جام ما بس است

غیر داغ آرایش دل نیست مجنون مرا

جوهرآیینهٔ این دشت نقش پا بس است

گر بساط راحت جاوید باید چیدنت

یک نفس مقدار در آیینهٔ دل جا بس است

می‌پرستان فارغند از عرض اسباب‌کمال

موج‌صهبا جوهر آیینهٔ مینا بس است

هرزه زین توفان به روی آب نتوان آمدن

گوهر ما راکنار عافیت دریا بس است

عرض هستی‌گر به این خجلت‌گشاید بال ناز

گرد پروازت همان در بیضهٔ عنقا بس است

در بساط دهرکم فرصت چه پردازدکسی

بهر خجلت‌گر نباشد حاجت استغنا بس است

داغ نیرنگیم تاب آتش دیگرکراست‌؟

دوزخ امروز ما اندیشهٔ فردا بس است

حاجت سنگ حوادث نیست درآزار ما

موی‌سرچون‌کاسهٔ چینی‌شکست‌مابس است

یک شرر برق جنون‌کار دو عالم شکند

انتقام از هرچه خواهی آتش سودا بس است

گرنباشد سازگلگشت چمن بیدل چه غم

بادیان‌کشتی من دامن صحرا بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۶بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.