پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۹

عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است

رنگ این‌گلزار خون‌گردیدن دلها بس است

نشئهٔ خوابی‌ که ما داربم هرجا می‌رسد

فرش مخمل‌گر نباشد بستر خارا بس است

آفت دیگر نمی‌خواهد طلسم اعتبار

چون شرر برق نگاهی خرمن ما را بس است

انقلاب دهر دیدی‌گوشه می‌باید گرفت

عبرت احوال‌ گوهر شورش دریا بس است

می‌شود زرپن بساط شب‌، ز نور روی شمع

رونق بخت سیه پرواز رنگ ما بس است

حسن‌بی‌پرواست‌، اینجا قاصدی‌درکار نیست

نامهٔ احوال مجنون طرهٔ لیلا بس است

آگهی مستغنی‌ست از فکر سودای شهود

دیده ی بینا اگر نبود دل دانا بس است

مطربی در بزم مستان‌گر نباشدگو مباش

نی‌نواز مجلس می‌گردن مینا بس است

پیچش آهی دلیل وحشت دل می‌شود

گردبادی چین طراز دامن صحرا بس است

سلطنت وهم است بیدل خاکسار عجز باش

افسر ما چون ره خوابیده نقش پا بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۳سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۶بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۸همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.