پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶

از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است

کانچه ممکن نبود ضبط عنان نفس است

در توهمکدهٔ عافیت آسودن نیست

رگ خوابی‌که به چشم تو نمودند خس است

اگر این است سرانجام تلاش من و ما

عشق هم درتپش‌آباد دو روزت هوس است

خلق عاجز چقدر نازکند بر اقبال

مور بیچاره اگرپر به درآرد مگس است

طبعت آن نیست‌کز افلاس شکایت نکند

ساغر باده زمانی‌که تهی شد جرس است

کوتهی‌کرد ز بس جامه‌ام از عریانی

آستین هم به‌کفم دامن بی‌دسترس است

بسکه فرش است درین رهگذر آداب سلوک

طورافتادگی نقش قدم‌، پیش و پس است

وضع مرغان‌گرفتار خوشم می‌آید

ورنه مژگان صفتم بال برون قفس است

بر در دل ز ادب سجده‌کن آواز مده

صاحب خانهٔ آیینهٔ ما هیچکس است

ترک هستی‌ست درین باغ طراوت بیدل

شبنم صبح همین شستن دست ازنفس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۸بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۳سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.