پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱

او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است

اینش مکن اندیشه‌که او از همه دور است

آیینهٔ تنزیه وکدورت چه خیال است

جایی‌که بطون منفعل افتاد ظهور است

واداشته افسانه‌ات از فهم حقیقت

این پنبهٔ گوشت اثر آتش طور است

یاران به تلاش من مجهول بخندید

او در بر و من دربه‌در، آخر چه شعور است

بر صبحدم‌گلشن ایجاد منازید

هنگامهٔ بنیاد تبسمکده شوراست

دمسردی یاران جهان چند نهفتن

دندان به هم خوردهٔ سرمازده عور است

از شخص به تمثال تسلی نتوان شد

زحمتکش صیقل نشوی آینه‌کور است

جایی‌که خموشی‌ست سرو برگ سلامت

هرگاه زبان بال‌گشاید پر مور است

پرغره نباشید چه تحقیق وچه‌تقلید

اینها همه بیحاصلی عشق غیور است

بیدل به تو درهیچ مکان راه نبردیم

آیینه سراب است‌که تمثال تو دور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۳ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷سفله با جاه نیزهیچکس است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۸بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.