پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳

ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است

نگه به پردهٔ چشمم هجوم آواز است

درین طربکده شوق ذره تا خورشید

به هرچه می‌نگری با نگاه‌گلباز است

به مرگ، حسرت دیدار، ‌کم نمی‌گردد

نگه به بستن مژگان تمام‌انداز است

دل از غبار بپرداز و جلوه سامان کن

صفای خانهٔ آیینه عالم ناز است

شمار شوق گر از ذکر مدعا باشد

هجوم اشک اسیران ز سبحه ممتاز است

توبی که بیخبری ازگداز دل ورنه

به‌ذوق خون‌ جگر سنگ‌ هم‌ جگرساز است

نگاهدار عنان امل اگر مردی

سوار عمر به کم‌فرصتی گروتاز است

شنیدنی‌ست سرانجام کار دیدنها

نگه به گوش بدل کن که عالم آواز است

شکسته‌بالی و پرواز جز تحیر نیست

ز رنگ اگر همه افسردن آید اعجاز است

کدام ناله که از جیب دل نمی‌بالد

طلسم بیضه دماغ هزار پرواز است

فریب شعبده زندگی مخور بیدل

به پرده نفست‌، وهم‌، ریسمان ‌باز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۵ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۶از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۷سفله با جاه نیزهیچکس است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۸بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۰ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۱هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۲بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.