پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷

آگاهی و افسردگی دل چه خیال است

تا دانه به خود چشم‌گشوده‌ست نهال است

آیینهٔ‌گل از بغل غنچه برون نیست

دل‌گر شکند سربسر آغوش وصال است

حیرتکدهٔ دهر جز اوهام چه دارد

آبادکن خانهٔ آیینه خیال است

برفکربلند آن همه مغرورمباشید

این جامهٔ نو، ناخنهٔ چشم‌کمال است

کی فرصت عیش است درتن باغ‌که‌گل را

گرگردش رنگی‌ست همان‌گردش سال است

از ریشهٔ نظاره دماندیم تحیر

بالیدگی داغ مه از جسم هلال است

در خلوت دل ازتو تسلی نتوان شد

چیزی‌که در آیینه توان دید مثال است

هرگام به راه طلبت رفته‌ام از خویش

نقش قدمم آینهٔ گردش حال است

هرجا روم از روز سیه چاره ندارم

بی‌روی تو عالم همه یک چشم غزال است

آن مشت غبارم‌که به آهنگ تپیدن

در حسرت دامان نسیمش پر و بال است

ای ذره مفرسای بپرداز توهم

خورشید هم از آینه‌داران زوال است

بیدل من و آن دولت بی‌دردسر فقر

کز نسبت او چینی خاموش سفال است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱چشم بیدار طرب مایهٔ سامان‌گل است
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴در خیال‌آباد راحت آگهی نامحرم است
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵در سیرگاه امر تحیر مقدم است
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.