پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰

ستم شریک من یاس خوشدن ستم است

حریف عذر هزار آرزو شدن ستم است

دلی‌ست در بغلت بو کن و تسلی باش

چو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است

مرا به حیرت آیینه رحم می‌آید

طرف به‌این‌همه‌ زشت و نکو شدن ستم است

فنا نگشته ز تنزیه شرم باید داشت

به رنگ بال نیفشانده بو شدن ستم است

ز حرص ذلت حاجت به هیچ در مبرید

به شرم تشنه‌لب آبرو شدن ستم است

ز بس گداخته‌ام از نظر نهان شده‌ام

هنوزپیش میان تو مو شدن ستم است

به سجده خاک شو و محو یک تیمم باش

عرق‌فروش دوام وضو شدن ستم است

دل آب می‌شود از نام وصل خاموشم

ادب پیام حدیث مگو شدن ستم است

به کارگاه عناصر دماغ می‌سوزم

چراع خیره سر چارسو شدن ستم است

به هجر زنده‌ام آیینه پیش من مگذار

جدا ز یار به خود روبه‌رو شدن ستم است

ز خویش درنگذشته‌ست هیچکس بیدل

به وهم دور مرو برمن اوشدن ستم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۲شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۳طوق چون فاخته‌، شیرازهٔ مشت پر ماست
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۴ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۵امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۶طبعی‌که امیدش اثر آمادهٔ بیم است
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۷این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۸زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۹می‌روم از خو‌یش ‌و حسرت گر‌م‌ اشک افشاندن است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.