پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱

چون سایه بس‌که‌کلفت غفلت سرشت ماست

بخت سیاه نامهٔ اعمال زشت ماست

گرد‌ون به فکر آفت ماکم فتاده است

مانند خم‌، همیشه‌، سرما و خشت ماست

چون غنچه درکمین بهاری نشسته‌ایم

چاکی اگر دمد زگریبان بهشت ماست

در سینه دل به ضبط نفس آب‌کرده‌ایم

ناقوس از ستم‌زده‌های کنشت ماست

سودای طره‌ات ز سر ما نمی‌رود

چون شعله دوددل رقم‌سرنوشت ماست

تهمت مبند بیهده بر دوش وهم غیر

خار وگل بساط جهان خوب و زشت ماست

اشکی ز الفت مژه دل برگرفته‌ایم

هر دانه‌ای‌که ریشه ندارد زکشت ماست

پوشیده نیست جوهر نظاره مشربان

آیینه لختی ازدل حیرت سرشت ماست

بیدل بنای ریختهٔ درد الفتیم

گرد جفا و داغ الم خاک و خشت ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۳طوق چون فاخته‌، شیرازهٔ مشت پر ماست
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۴ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۵امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۶طبعی‌که امیدش اثر آمادهٔ بیم است
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۷این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۸زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۹می‌روم از خو‌یش ‌و حسرت گر‌م‌ اشک افشاندن است
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۰بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.