پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی

باباافضل کاشانی

رباعیات

۱۹۲ شعر

فهرست اشعار

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۱ آزردن خلق کافری پندارم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۲ تا ظن نبری کز آن جهان می ترسم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۳ از عشق تو بهره نیست جز سرزنشم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۴ از هر چه در این ملک نی‌ام کم، بیشم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۵ من با تو نظر از سر هستی نکنم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۶ از روی تو شاد شد دل غمگینم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۷ دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۸ با یاد جلال در بیابان رفتیم
  9. رباعی شمارهٔ ۱۲۹ زان پیش که ما طفیل آدم بودیم
  10. رباعی شمارهٔ ۱۳۰ یا رب چو بخوانی ام، اطعنا گویم
  11. رباعی شمارهٔ ۱۳۱ تخمی است خرد، که جان از او رُست و روان
  12. رباعی شمارهٔ ۱۳۲ حیوان ز نبات است و نبات از ارکان
  13. رباعی شمارهٔ ۱۳۳ جایی که مقام نیست‌ات، مرحله دان
  14. رباعی شمارهٔ ۱۳۴ از فضل چه حاصل است جز جان خوردن
  15. رباعی شمارهٔ ۱۳۵ یا رب چه خوش است بی دهان خندیدن
  16. رباعی شمارهٔ ۱۳۶ یک سو پسرت نشسته و یک سو زن
  17. رباعی شمارهٔ ۱۳۷ در ظلم به قول هیچ کس کار مکن
  18. رباعی شمارهٔ ۱۳۸ اندر ره حق تصرف آغاز مکن
  19. رباعی شمارهٔ ۱۳۹ با خلق به خُلق زندگانی می کن
  20. رباعی شمارهٔ ۱۴۰ گویند کز این جهان مگر شادم من
  21. رباعی شمارهٔ ۱۴۱ بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون
  22. رباعی شمارهٔ ۱۴۲ دل مغز حقیقت است و تن پوست، ببین
  23. رباعی شمارهٔ ۱۴۳ دشت از مجنون که لاله می‌روید از او
  24. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ ای تاج لعمرک ز شرف بر سر تو
  25. رباعی شمارهٔ ۱۴۵ گر خلوت و عزلت است سرمایهٔ تو
  26. رباعی شمارهٔ ۱۴۶ افضل تو به هر حالی مغرور مشو
  27. رباعی شمارهٔ ۱۴۷ ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
  28. رباعی شمارهٔ ۱۴۸ افضل درِ دل می زنی، آخر دل کو؟
  29. رباعی شمارهٔ ۱۴۹ دنیا به مراد رانده گیر، آخر چه؟
  30. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ ای پای شرف بر سر افلاک زده
  31. رباعی شمارهٔ ۱۵۱ ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
  32. رباعی شمارهٔ ۱۵۲ گر مغز همه بینی و گر پوست همه
  33. رباعی شمارهٔ ۱۵۳ ای لطف تو در کمال بالای همه
  34. رباعی شمارهٔ ۱۵۴ مستم به خرابات، ولی از می نه
  35. رباعی شمارهٔ ۱۵۵ رندی باید، ز شهر خود تاخته‌ای
  36. رباعی شمارهٔ ۱۵۶ این نیست جهان جان که پنداشته‌ای
  37. رباعی شمارهٔ ۱۵۷ گر دریابی که از کجا آمده‌ای
  38. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ ای عین بقاء در چه بقایی که نه‌ای؟
  39. رباعی شمارهٔ ۱۵۹ ای آن که شب و روز خدا می طلبی
  40. رباعی شمارهٔ ۱۶۰ ای صوفی صافی که خدا می‌طلبی
  41. رباعی شمارهٔ ۱۶۱ دعوی به سر زبان خود وابستی
  42. رباعی شمارهٔ ۱۶۲ از معدن خویش اگر جدا افتادی
  43. رباعی شمارهٔ ۱۶۳ مردی باید، بلند همت مردی
  44. رباعی شمارهٔ ۱۶۴ گر حاکم صد شهر و ولایت گردی
  45. رباعی شمارهٔ ۱۶۵ چند از پی اسباب و تنعم گردی؟
  46. رباعی شمارهٔ ۱۶۶ گر در نظر خویش حقیری، مردی
  47. رباعی شمارهٔ ۱۶۷ یک ذره ز فقر اگر به صحرا بودی
  48. رباعی شمارهٔ ۱۶۸ در آینهٔ جمال حق کن نظری
  49. رباعی شمارهٔ ۱۶۹ در جستن جام جم ز کوته نظری
  50. رباعی شمارهٔ ۱۷۰ گر تو به خود و حال خود در نگری
  51. رباعی شمارهٔ ۱۷۱ یا رب ز قضا بر حذرم می‌داری
  52. رباعی شمارهٔ ۱۷۲ گیرم که سلیمان نبی را پسری
  53. رباعی شمارهٔ ۱۷۳ با داده قناعت کن و با داد بزی
  54. رباعی شمارهٔ ۱۷۴ از باد اگر سبق بری در تیزی
  55. رباعی شمارهٔ ۱۷۵ از کبر مدار هیچ در سر هوسی
  56. رباعی شمارهٔ ۱۷۶ تا ره نبری به هیچ منزل نرسی
  57. رباعی شمارهٔ ۱۷۷ بی مرگ به عمر جاودانی نرسی
  58. رباعی شمارهٔ ۱۷۸ در راه طلب اگر تو نیکو باشی
  59. رباعی شمارهٔ ۱۷۹ ای دل، ز شرابِ جهل، مستی تا کی؟
  60. رباعی شمارهٔ ۱۸۰ ای تو به مجردی نرفته گامی

متن اشعار به نقل از گنجور.