پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۸

با یاد جلال در بیابان رفتیم

وز عالم تن به عالم جان رفتیم

عمری شب و روز در تفکر بودیم

سرگشته برآمدیم و حیران رفتیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۰یا رب چو بخوانی ام، اطعنا گویم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۱تخمی است خرد، که جان از او رُست و روان
  3. رباعی شمارهٔ ۱۳۲حیوان ز نبات است و نبات از ارکان
  4. رباعی شمارهٔ ۱۳۳جایی که مقام نیست‌ات، مرحله دان
  5. رباعی شمارهٔ ۱۳۴از فضل چه حاصل است جز جان خوردن
  6. رباعی شمارهٔ ۱۳۵یا رب چه خوش است بی دهان خندیدن
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۶یک سو پسرت نشسته و یک سو زن
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۷در ظلم به قول هیچ کس کار مکن
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.