پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۳۶

یک سو پسرت نشسته و یک سو زن

این جمله به هم گذار و بر یک سو زن

عیسی نتوانست بر افلاک رسید

تا داشت ز اسباب جهان یک سوزن

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۳۸اندر ره حق تصرف آغاز مکن
  2. رباعی شمارهٔ ۱۳۹با خلق به خُلق زندگانی می کن
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۰گویند کز این جهان مگر شادم من
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۱بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۲دل مغز حقیقت است و تن پوست، ببین
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۳دشت از مجنون که لاله می‌روید از او
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ای تاج لعمرک ز شرف بر سر تو
  8. رباعی شمارهٔ ۱۴۵گر خلوت و عزلت است سرمایهٔ تو
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.