پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۱

بر سیر اگر نهاده ای دل اکنون

از پوشش و قوت خود مجو هیچ افزون

خاری که ز امید خلد در پایت

خالی می‌کن به سوزن فکر برون

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۳دشت از مجنون که لاله می‌روید از او
  2. رباعی شمارهٔ ۱۴۴ای تاج لعمرک ز شرف بر سر تو
  3. رباعی شمارهٔ ۱۴۵گر خلوت و عزلت است سرمایهٔ تو
  4. رباعی شمارهٔ ۱۴۶افضل تو به هر حالی مغرور مشو
  5. رباعی شمارهٔ ۱۴۷ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو
  6. رباعی شمارهٔ ۱۴۸افضل درِ دل می زنی، آخر دل کو؟
  7. رباعی شمارهٔ ۱۴۹دنیا به مراد رانده گیر، آخر چه؟
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ای پای شرف بر سر افلاک زده
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.