پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۴۷

ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو

یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو

دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام

انگار درون نیامدی، بیرون شو

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۴۹دنیا به مراد رانده گیر، آخر چه؟
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۰ای پای شرف بر سر افلاک زده
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۱ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۲گر مغز همه بینی و گر پوست همه
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۳ای لطف تو در کمال بالای همه
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۴مستم به خرابات، ولی از می نه
  7. رباعی شمارهٔ ۱۵۵رندی باید، ز شهر خود تاخته‌ای
  8. رباعی شمارهٔ ۱۵۶این نیست جهان جان که پنداشته‌ای
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.