پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۲

گر مغز همه بینی و گر پوست همه

هان تا نکنی کج نظری، کوست همه

تو دیده نداری که درو در نگری

ورنه ز سرت تا به قدم اوست همه

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۵۴مستم به خرابات، ولی از می نه
  2. رباعی شمارهٔ ۱۵۵رندی باید، ز شهر خود تاخته‌ای
  3. رباعی شمارهٔ ۱۵۶این نیست جهان جان که پنداشته‌ای
  4. رباعی شمارهٔ ۱۵۷گر دریابی که از کجا آمده‌ای
  5. رباعی شمارهٔ ۱۵۸ای عین بقاء در چه بقایی که نه‌ای؟
  6. رباعی شمارهٔ ۱۵۹ای آن که شب و روز خدا می طلبی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۰ای صوفی صافی که خدا می‌طلبی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۱دعوی به سر زبان خود وابستی
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.