پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۵۹

ای آن که شب و روز خدا می طلبی

کوری گرش از خویش جدا می طلبی

حق با تو به صد زبان همی گوید راز:

سر تا قدمت منم، که را می طلبی؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۶۱دعوی به سر زبان خود وابستی
  2. رباعی شمارهٔ ۱۶۲از معدن خویش اگر جدا افتادی
  3. رباعی شمارهٔ ۱۶۳مردی باید، بلند همت مردی
  4. رباعی شمارهٔ ۱۶۴گر حاکم صد شهر و ولایت گردی
  5. رباعی شمارهٔ ۱۶۵چند از پی اسباب و تنعم گردی؟
  6. رباعی شمارهٔ ۱۶۶گر در نظر خویش حقیری، مردی
  7. رباعی شمارهٔ ۱۶۷یک ذره ز فقر اگر به صحرا بودی
  8. رباعی شمارهٔ ۱۶۸در آینهٔ جمال حق کن نظری
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.