پرش به محتوای اصلی
باباافضل کاشانی باباافضل کاشانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۲

تا ظن نبری کز آن جهان می ترسم

وز مردن و از کندن جان می ترسم

چون مرگ حق است، من چرا ترسم از او

چون نیک نزیستم از آن می ترسم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۴از هر چه در این ملک نی‌ام کم، بیشم
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۵من با تو نظر از سر هستی نکنم
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۶از روی تو شاد شد دل غمگینم
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۷دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۸با یاد جلال در بیابان رفتیم
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۹زان پیش که ما طفیل آدم بودیم
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۰یا رب چو بخوانی ام، اطعنا گویم
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۱تخمی است خرد، که جان از او رُست و روان
همه‌ی رباعیات ←

باباافضل کاشانی درباره‌ی باباافضل کاشانی

افضل الدین محمد بن حسین بن محمد مَرَقی کاشانی معروف به بابا افضل ( زاده نیمۀ اول قرن شش، فوت حدود ۶۱۰ ه.ق.)، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که تعداد زیادی رباعی به او نسبت داده شده است. از جزئیات زندگی او تقریباً هیچ چیز روشنی در دست نیست، بر اساس قراین در اوایل قرن هفت مقارن حملۀ سراسری چنگیز به ایران زمین، بابا افضل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.