پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

رباعیات

۲۰۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ ای کرده مرا رنج فراقت باریک
  2. شمارهٔ ۱۲۲ آنی تو که از نام وفا داری ننگ
  3. شمارهٔ ۱۲۳ در عشق یعنی شباب کردی ای دل
  4. شمارهٔ ۱۲۴ این راه که هست سخت جانکاه ای دل
  5. شمارهٔ ۱۲۵ عاشق شدی و ز من رمیدی ای دل
  6. شمارهٔ ۱۲۶ صد شکر که از قید خودی وارستم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ از سلسله بی‌سر و پایان توایم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ یا رب از معصیب تبه شد حالم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ زر می‌طلبی تو من ندارم چه کنم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ یا رب لطفی که در هوایت میرم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ حجام پسر به سر هوایت دارم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ خواهم که به دریای جنون غرق شوم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ حسن تو که بنده انتخابش کردم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ کردم همه وضع و طبع دوران معلوم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ای شوخ ز نسیان تو در آزارم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ چندی ز هوس به کوه و هامون گشتم
  17. شمارهٔ ۱۳۷ در عشق؟؟؟ پند بپذیر دلم
  18. شمارهٔ ۱۳۸ خواهم سر و زر در دلدار دهم
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ای باد صبا بیا و بنگر چونم
  20. شمارهٔ ۱۴۰ یاران از وضع آشنایی دورم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ سرگشتهٔ روزگار واقع شده‌ام
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دیری است که ما ستم‌کش صیادیم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ فرهاد که بهر دوست شد دشمن کام
  24. شمارهٔ ۱۴۴ آن روز که می‌رفت ز کف مفت دلم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ از اهل دول مدار چشم انعام
  26. شمارهٔ ۱۴۶ هرچند نهند دوستان صد نامم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ جانا وصفت به صد طرب می‌گویم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ در بزم تو من ز بی‌نصیبان شده‌ام
  29. شمارهٔ ۱۴۹ در کار تو جانا به دل و جان چسبیم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ من رخت ز کوی یار بردم رفتم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ من کی دلشاد و لب خندان دیدم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ مستوجب طعنهٔ دمادم ماییم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ سودازدهٔ زلف سیاه‌فام توایم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ افتاده هوای عشق دیگر به سرم
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ای دنیا کارخانه‌ات عقبی هم
  36. شمارهٔ ۱۵۶ احوال عیان است گزارش چه کنم
  37. شمارهٔ ۱۵۷ از اهل جهان وضع جدایی دارم
  38. شمارهٔ ۱۵۸ از تیر جفا ای بت کافرکیشم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ رسوا و خراب و خوار و زار است دلم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ مرغ قفس چمن چمن می‌گویم
  41. شمارهٔ ۱۶۱ از طالع تیره بی‌دماغم چه کنم
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ملا من چون تو منقلب حال نیم
  43. شمارهٔ ۱۶۳ خواهم که به‌جز خداپرستی نکنم
  44. شمارهٔ ۱۶۴ در حضرت تو به صدق تام آمده‌ام
  45. شمارهٔ ۱۶۵ گشتیم درین خرابهٔ دنیا بدنام
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ای خورده خدنگ کاری از شست تو من
  47. شمارهٔ ۱۶۷ ای خورده به رغبت شکر زهر تو من
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ای راحت جان تو دل آزردن من
  49. شمارهٔ ۱۶۹ ای عشق مرا خراب کردی بس کن
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای باد صبا اگر وزی بر جانان
  51. شمارهٔ ۱۷۱ جان می‌رود از منم مرو دور از من
  52. شمارهٔ ۱۷۲ دیدار غنیمت است بنشین بنشین
  53. شمارهٔ ۱۷۳ آن کان حیا و حلم یعنی عثمان
  54. شمارهٔ ۱۷۴ هرچند حسد نیست به آب و گل من
  55. شمارهٔ ۱۷۵ بیچاره دلم که بود اسیر خوبان
  56. شمارهٔ ۱۷۶ گرمی ای شعله‌خو بهر خام کن
  57. شمارهٔ ۱۷۷ آمد سحری بر سرم آن جان جهان
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای دوست بسی غمین شدم شادم کن
  59. شمارهٔ ۱۷۹ افسوس که روزگار برگشت ز من
  60. شمارهٔ ۱۸۰ واقف گذری به کوی قاتل کن

متن اشعار به نقل از گنجور.