پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

رباعیات

۲۰۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ خود را ز هوس گاه می‌باید داشت
  2. شمارهٔ ۶۲ دریاب که موسم جوانی بگذشت
  3. شمارهٔ ۶۳ جانان شده‌ای به دیدن خود محتاج
  4. شمارهٔ ۶۴ مجنون که گرفتار غم لیلی ماند
  5. شمارهٔ ۶۵ ای هم‌نفسان به من اگر حرف زنید
  6. شمارهٔ ۶۶ در ذات تو محو گشته کالذات شود
  7. شمارهٔ ۶۷ امشب که به من غم تو هم‌منزل بود
  8. شمارهٔ ۶۸ من عاشقم اصلاح مزاجم نکنید
  9. شمارهٔ ۶۹ تا چند درین غمکده خون باید خورد
  10. شمارهٔ ۷۰ شیرین پسران شور دل مسکین‌اند
  11. شمارهٔ ۷۱ بی‌مهری روزگار معلومم شد
  12. شمارهٔ ۷۲ خوبان به من آنچه می‌شنیدم کردند
  13. شمارهٔ ۷۳ ای عشق مرا ز قید کردی آزاد
  14. شمارهٔ ۷۴ از خویش به تنگیم خدا می‌داند
  15. شمارهٔ ۷۵ تا چند به من طبع تو سرکش افتد
  16. شمارهٔ ۷۶ در تاب و تبم تمام شب می‌گذرد
  17. شمارهٔ ۷۷ با نیک و بد دور به سر باید برد
  18. شمارهٔ ۷۸ آن را که بود اراده کز خویش رود
  19. شمارهٔ ۷۹ زاهد گل‌گشت باغ می‌باید کرد
  20. شمارهٔ ۸۰ ای داده به دل راه بدآموزی چند
  21. شمارهٔ ۸۱ تا چند ز غم فسرده‌ام خواهی دید
  22. شمارهٔ ۸۲ الله کریم است عطا می‌بخشد
  23. شمارهٔ ۸۳ با ما دعوی هم‌سری نتوان کرد
  24. شمارهٔ ۸۴ افسوس که آتش جوانی شد سرد
  25. شمارهٔ ۸۵ جمعی که ز مردمان فراری کردند
  26. شمارهٔ ۸۶ رفتم بر یار شب شکایت‌آلود
  27. شمارهٔ ۸۷ زین کهنه‌قفس جمله اسیران رفتند
  28. شمارهٔ ۸۸ تجرید به راه عشق کافی نشود
  29. شمارهٔ ۸۹ عشق آمد و سینهٔ مرا پرخون کرد
  30. شمارهٔ ۹۰ جانان منم و دل خزین و دم سرد
  31. شمارهٔ ۹۱ هر دل که به روزگار من می‌سوزد
  32. شمارهٔ ۹۲ شب تا سحر از درد دلم می‌نالید
  33. شمارهٔ ۹۳ شطرنجی من چو روبه‌رو بنشیند
  34. شمارهٔ ۹۴ جز غم این جان حسرت‌اندوز ندید
  35. شمارهٔ ۹۵ ساقی قدحی که آفت هوش شود
  36. شمارهٔ ۹۶ فردا که به اهل زهد جنت بخشند
  37. شمارهٔ ۹۷ گیریم که پیش خواجه قدر تو فزود
  38. شمارهٔ ۹۸ اهل ملتان که بی‌شعوری چندند
  39. شمارهٔ ۹۹ هجر آمد و جسم و جان غمناکم خورد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ صبرم به دل تو هیچ تأثیر نکرد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای آنکه گذر به کربلا خواهی کرد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ حالم ز تشنگی دگرگون گردید
  43. شمارهٔ ۱۰۳ از اطراف رخت غنیم خط پیدا شد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ دیر است که دورم از حریم دلدار
  45. شمارهٔ ۱۰۵ آن چشم سیه مست ببینید آخر
  46. شمارهٔ ۱۰۶ هجر آمد و در عیش من انداخت فتور
  47. شمارهٔ ۱۰۷ واقف غمگین مباش اگر چون پرگار
  48. شمارهٔ ۱۰۸ از وصلو فراق یار واقف مگریز
  49. شمارهٔ ۱۰۹ دل برد به صد حیله ز زلفت پرواز
  50. شمارهٔ ۱۱۰ آمد سحری از درم آن بنده‌نواز
  51. شمارهٔ ۱۱۱ یارا به تو کارهاست بنشین مگریز
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تا دور شدم از قدم دلبر خویش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا گوش مرا داده غم او مالش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ دنیا که بلای جان بود اقبالش
  55. شمارهٔ ۱۱۵ ای برده تو را ز هند تا روم طمع
  56. شمارهٔ ۱۱۶ چندی به هوس شدم بهر قوم رفیق
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ما را رسوا و خوار کردی ای عشق
  58. شمارهٔ ۱۱۸ از آمدن تو شد دلم شاد ای عشق
  59. شمارهٔ ۱۱۹ هرچند که بوده‌ایم عالی ادراک
  60. شمارهٔ ۱۲۰ یک روز به کام ما نشد دور فلک

متن اشعار به نقل از گنجور.