پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۸۳

با ما دعوی هم‌سری نتوان کرد

زنهار که آن دلاوی نتوان کرد

در راهش با خاک برابر شده‌ایم

دیگر با ما برابری نتوان کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۵جمعی که ز مردمان فراری کردند
  2. شمارهٔ ۸۶رفتم بر یار شب شکایت‌آلود
  3. شمارهٔ ۸۷زین کهنه‌قفس جمله اسیران رفتند
  4. شمارهٔ ۸۸تجرید به راه عشق کافی نشود
  5. شمارهٔ ۸۹عشق آمد و سینهٔ مرا پرخون کرد
  6. شمارهٔ ۹۰جانان منم و دل خزین و دم سرد
  7. شمارهٔ ۹۱هر دل که به روزگار من می‌سوزد
  8. شمارهٔ ۹۲شب تا سحر از درد دلم می‌نالید
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.