پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

رباعیات

۲۰۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ یا رب به فقیریم ترحم فرما
  2. شمارهٔ ۲ ای مایهٔ ناز من ترحم فرما
  3. شمارهٔ ۳ عشقت ز دیارها برآورد مرا
  4. شمارهٔ ۴ گردید وداع یار واجب ما را
  5. شمارهٔ ۵ گفتی که مبین تو صورت زیبا را
  6. شمارهٔ ۶ رفتم بر یار و قدر نشناخت مرا
  7. شمارهٔ ۷ خوار آنکه تو از نظر فگندی او را
  8. شمارهٔ ۸ زان ذوق جفا که در سرشت است مرا
  9. شمارهٔ ۹ تا مهر رخ تو در نظر بود مرا
  10. شمارهٔ ۱۰ این دل باشد دلیل در راه خدا
  11. شمارهٔ ۱۱ ای هم‌نفسان که یار غارید مرا
  12. شمارهٔ ۱۲ ای در قدمت امن و امان زود بیا
  13. شمارهٔ ۱۳ ای عشق گران‌قدر سبک‌سیر بیا
  14. شمارهٔ ۱۴ مالید غم زمانه گوش دل ما
  15. شمارهٔ ۱۵ رفت آنکه رخت پیش نظر بود مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ آن روز که درد هجر شد روزی ما
  17. شمارهٔ ۱۷ یارن گویید شوخ طناز مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ تا کی به جهان کشیم تاب و تب را
  19. شمارهٔ ۱۹ پروای رخ زرد کسی نیست
  20. شمارهٔ ۲۰ دل رفت و به دل گشت به غم عیش و طرب
  21. شمارهٔ ۲۱ ای کرده می حسن؟؟؟ مست و خراب
  22. شمارهٔ ۲۲ سوگند به جان تو جان مایی مطرب
  23. شمارهٔ ۲۳ از قید جهالتم برآور یارب
  24. شمارهٔ ۲۴ یا رب کارم همیشه بی‌راه رویست
  25. شمارهٔ ۲۵ افسوس کزین مرحله می‌باید رفت
  26. شمارهٔ ۲۶ جانان غیر از جفا نکردی و گذشت
  27. شمارهٔ ۲۷ پیری آمد ز چهره زیبایی رفت
  28. شمارهٔ ۲۸ ایام شباب و کامرانی بگذشت
  29. شمارهٔ ۲۹ تیرش سوی من که از خطا افتاده است
  30. شمارهٔ ۳۰ آزادی ما رفت اسیری مانده است
  31. شمارهٔ ۳۱ یک لحظه ز افلاس دلم بی‌غم نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ عشق است که آن نعمت الوان منست
  33. شمارهٔ ۳۳ شکر تو گذاریم زبانی تا هست
  34. شمارهٔ ۳۴ دیدیم جهان کلفت آن بی‌ریب است
  35. شمارهٔ ۳۵ پیریست دلا چه موقع ما و من است
  36. شمارهٔ ۳۶ از جانب او خشم و عتاب و کین است
  37. شمارهٔ ۳۷ در مدرسه‌ها که دور دور عقل است
  38. شمارهٔ ۳۸ الله تو فریادرسی را بفرست
  39. شمارهٔ ۳۹ آن طفل که مست سلفر نادانی است
  40. شمارهٔ ۴۰ در دور کمانداری چشم مستت
  41. شمارهٔ ۴۱ دل در غم عشق دلبران خواهد سوخت
  42. شمارهٔ ۴۲ درزی پسری پیشهٔ خود می‌آموخت
  43. شمارهٔ ۴۳ تا هست ز دل اثری تمنا هم هست
  44. شمارهٔ ۴۴ جانم که گرفتار تن ظلمت‌زاست
  45. شمارهٔ ۴۵ گرچه فلکم دور فکند از کویت
  46. شمارهٔ ۴۶ در حلقهٔ ارباب ورع بارم نیست
  47. شمارهٔ ۴۷ از بس ز جفای تو دل آزرده شده است
  48. شمارهٔ ۴۸ تا دل پی کسب بی‌قراری شده است
  49. شمارهٔ ۴۹ خط آمد و غمزه‌ات ز کار افتاده است
  50. شمارهٔ ۵۰ در بر سلوک عالمی حیران است
  51. شمارهٔ ۵۱ گر در پی یار خوبرو باید رفت
  52. شمارهٔ ۵۲ نی خواب مرا قبول دارد نی زشت
  53. شمارهٔ ۵۳ از ناز مکن جگرخراشی ای دوست
  54. شمارهٔ ۵۴ رفتی و به من جسم حقیری مانده است
  55. شمارهٔ ۵۵ سقاپسری که نام او بود حیات
  56. شمارهٔ ۵۶ بوجهلی ارباب اول بی‌ریب است
  57. شمارهٔ ۵۷ هر لحظه به عاشقان به رنگیست دلت
  58. شمارهٔ ۵۸ ای گشته مرا حال تبه از دستت
  59. شمارهٔ ۵۹ جانا ز دوروزه دوریت دل ریش است
  60. شمارهٔ ۶۰ گویم به تو آنچه تحفهٔ ملتان است

متن اشعار به نقل از گنجور.