پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۶۰

گویم به تو آنچه تحفهٔ ملتان است

گرما و گدا و گرد و گورستان است

بیمار اگر شوی نمی‌پرسندت

ملتان گوی تو شهر ناپرسان است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۶۲دریاب که موسم جوانی بگذشت
  2. شمارهٔ ۶۳جانان شده‌ای به دیدن خود محتاج
  3. شمارهٔ ۶۴مجنون که گرفتار غم لیلی ماند
  4. شمارهٔ ۶۵ای هم‌نفسان به من اگر حرف زنید
  5. شمارهٔ ۶۶در ذات تو محو گشته کالذات شود
  6. شمارهٔ ۶۷امشب که به من غم تو هم‌منزل بود
  7. شمارهٔ ۶۸من عاشقم اصلاح مزاجم نکنید
  8. شمارهٔ ۶۹تا چند درین غمکده خون باید خورد
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.