پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۳۰

آزادی ما رفت اسیری مانده است

دستی محتاج دستیگری مانده است

هنگامهٔ آتش جوانی شد سرد

خاکستر افسردهٔ پیری مانده است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۲عشق است که آن نعمت الوان منست
  2. شمارهٔ ۳۳شکر تو گذاریم زبانی تا هست
  3. شمارهٔ ۳۴دیدیم جهان کلفت آن بی‌ریب است
  4. شمارهٔ ۳۵پیریست دلا چه موقع ما و من است
  5. شمارهٔ ۳۶از جانب او خشم و عتاب و کین است
  6. شمارهٔ ۳۷در مدرسه‌ها که دور دور عقل است
  7. شمارهٔ ۳۸الله تو فریادرسی را بفرست
  8. شمارهٔ ۳۹آن طفل که مست سلفر نادانی است
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.