پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

رباعیات

شمارهٔ ۸۹

عشق آمد و سینهٔ مرا پرخون کرد

هوش از سر و صبر از دلم بیرون کرد

معذورم اگر تو را بگویم لیلی

جانا چه کنم غرض مرا مجنون کرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۹۱هر دل که به روزگار من می‌سوزد
  2. شمارهٔ ۹۲شب تا سحر از درد دلم می‌نالید
  3. شمارهٔ ۹۳شطرنجی من چو روبه‌رو بنشیند
  4. شمارهٔ ۹۴جز غم این جان حسرت‌اندوز ندید
  5. شمارهٔ ۹۵ساقی قدحی که آفت هوش شود
  6. شمارهٔ ۹۶فردا که به اهل زهد جنت بخشند
  7. شمارهٔ ۹۷گیریم که پیش خواجه قدر تو فزود
  8. شمارهٔ ۹۸اهل ملتان که بی‌شعوری چندند
همه‌ی رباعیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.